برادرم از گرسنگی مرد،قبیله ام در عزایش گوسفند ها سر بریدند...

به اطرافمان نگاهی بیاندازیم در هر گوشه ای ندایی از بی عدالتی ست،همه از هم خسته اند،همه درد دارند و درمان ندارندهمه دور اند و بی سِودا شده اند چه کنیم که نه درمان داریم و نه وصال....


بر انسان هيچ اعتمادي نيست

ما از عدالت حرف مي زنيم

و براي درختان شعر میگوييم

پرندگان را به استعاره تمثيل آزادی مي كنيم

پس آن قمه كه در تاريكي برق مي زند؟

تور ها و سلاخ خانه ها؟

و بي اعتمادي بر پيام پيام بران با كتاب و بي كتاب؟

مقصر اين همه هرج و مرج كيست؟

ادبيات به اندازه بيس بال اعتبار دارد آيا؟

حسین پناهی/نامه هایی به آنا


/ 12 نظر / 192 بازدید
نمایش نظرات قبلی
vlgkavosh

پر مفهوم بود و البته دردناک خوشحالم که افرادی هستند مانند شما که دغدغه مند هستند سلامت باشید

vlgkavosh

ببخشید چطوری توی پرشین بلاگ نظرات را منشن می کنید ؟

rojmanm

اول اسم کاربری رو وارد می کنی بعد@میزنی و بعد هم نظر تو مینویسی @vlgkavosh

vlgkavosh

ببخشید وقت شما رو گرفتم متوجه شدم ممنون از شما

asemanesakht2

درود مهربانوی جان ! ملتی ک آمار مطالعه ی روزانه شون فقط سه دقیقه در روز و میزان جهل شون فراتر از جو زمین و وسعت شعارهای مرگ باد گفتن و بد خواستن برای همه ی کشورهای دنیا جز همپالکی هاشونه ، قطعن سرنوشتی بهتر از این نخواهند داشت . ملتی ک عاشق زنجیرهای جهل و خرافات خودش باشه و هیچ تلاشی برای رهایی خودش و هموطنش نکنه ، قطعن با آزادی بیگانه و در ستیز خواهد بود . ب امید آگاهی و بیداری همه مون . آمین !

nature-home

چون چیزی سر جای خودش نیست‌..