گل های بهشت

داستان مرد کشاورز
نویسنده : روژیامزروعی - ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٢
روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است.
ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود.
بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید.
کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد.
کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد.
کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، "چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد."

پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد.
بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد.
کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد.
پس پرسید، "چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟"
پسرک پاسخ داد، "من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم."

ذهن وقتی که در آرامش باشد بهتر از ذهنی که پر از مشغله است فکر میکند.
هر روز اجازه دهید ذهن شما اندکی آرامش یابد و در سکوت کامل قرار گیرد و سپس ببینید چقدر با هوشیاری به شما کمک خواهد کرد زندگی خود را آنطور که مایلید سر و سامان بخشید.

comment نظرات ()
چیستان های نیکو با جواب
نویسنده : روژیامزروعی - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٢

 

 چیستان های نیکو با جواب

.      یکصدوچهل چیستان پرسشی
1-آن چیست که چه پرباشدوچه خالی وزنش یکی است
2-یک زن وشوهرهفت پسردارندوهرپسریک خواهراین خانواده چندنفرند
3-آن چیست که دررادیو ودریامشترک وهردوآن رادارند
4-آن چیست سفیداست قندنیست ریشه دارد درخت نیست
5-آن چیست سخت است ولی سنگ نیست تخم می گذاردومرغ نیست چهارپا داردوسگ نیست
6-چه پرنده ای است اگرنامش رابرعکس کنیم نام پرنده دیگری می شود
7-آن چیست که باگریستن اسمان اشک آن روان می شود
8-بالای آن جای حساب است،پایین آن بازی تاب است
9-آن کدام گیاه است که اگرنصفش کنی نیم آن لنگ ونیم دیگرش غصه باشد
10-آن چیست به قدر یک گلابی ست.هم سرخ وسفیدوسبزوآبی ست.مه نیست ولی چوماه روشن.بی جان بود وستانداوجان.محفوظ همیشه درحبابی ست
11-آن چیست که پراشک بود دامن او.ازدورچه استخوان نماید تن او.می سوزدومی گویدواین شدفن او.خواهی که شودزده بزن گردن او
12-آن چیست می خوردخون سیاه می رود راه سفید
13-آن چیست اولم هست خانه ومسکن .دومم کشوری ورای ختن.همه ام هست جزوادویه.طبع شدگرم ازان وتنددهن
14-آن چیست من می روم واومی ماند
15-سه دکان تودرتواولی چرم فروش دومی پرده فروش سومی یاقوت فروش
16-آن جیست درختی راکه ایزدآفریده.دوده شاخه بهرش برگزیده.که به هرشاخه ای سی برگ دارد.به هربرگش دودانه میوه دارد
17-آن چیست که همه خورده اندجزحضرت آدم
18-آن چیست که همه می بینندولی خدانمی بیند
19-آن چیست که همه دارندولی اکرم (ص) ندااشت
20-آن چیست که خداوند آن رابه زنان واگذارنکرد
21-آن کدام زمین است که ازاول خلقتش تاکنون فقط یک بارخورشید به آن تابیده
22-آن کدام یکی است که دونمی شود وکدام دوتااست که سه تانمی شود
23-چهارحرف است نام مطلوبی.که تمنای اهل عالم گشت.هست جهانی چنان عجیب.یکی اگرکم کنی بماندهشت
24-آن چیست که مالک ازداشتن ان بی نصیب ومستاجردارا است
25-آن چیست که با یک نجوا می توان شکست
26-آن چیست که دوچشم دارد و وقتی انگشت به چشمانش فرو می کنی گوشهایش تیزمی شود
27-آن چیست که درهرقرن یک بارودرهردقیقه دوبارمی آیدولی درسال هیچ وقت نمی آید
28-آن چیست که برخی حیوانات دردهان وبعضی دردم دارند
29-آن کدام سه هست که هرگزچهارنمی شود
30-از قول من و تو قصه ها می گوید.آن چیست که بی زبان سخن می گوید.بی پرده ز کار این و آن می گوید. با آن که در او نیست نه دندان و نه لب.بی هدف ره می برد با قلب خون
31- چیست آن ، کز چشمه ای آید برون.می شود از سنگ سختی سر نگون.مدتی بر دشت خشکی چون برفت.بیرون و درون شهر جایی دارد
32- آن چیست که ارغوان قبایی دارد.مانند دم موش پایی دارد. گرد است و مدور است و تاجش بر سر.صد پاره تنش ، ولی ز یک پایه نگون
33- آن چیست که روز می نماید شبگون.همچون دل عاشقان فرو ریزد خون.چون دست به او نهی زند اندازه فزون.اندر وسطش کشتی قیر اندوده
34- جامی است در او آب خوش و آسوده.بر جای نشسته و جهان پیموده.کشتی بانی در آن به رنگ دوده.خود جامه همی بافد و او باشد عریان
35-آن چیست که خودریسد و خود بافد جامه.پوست در پوست گرد یکدیگر
36- چیست آن گرد گنبد بی در.رخش از آب دیده گردد تر. هر که بگشاید این معما را.گاهی حلال و طیب .گاهی حرام مطلق
37- آن چیست گرد و کوچک ، آویز و معلق.گرد است و دراز و در ندارد
38-آن چیست که پا و سر ندارد.جز نام دو جانور ندارد اندر شکمش ستارگانند.اندام ظریف چون صنوبر دارد
39-آن چیست قبای زرد در بر دارد.تلخ است ولی طعمی چو شکر دارد زرد است و معطر آید به مشام.با هزاران سوار می گردد
40- چیست آن پادشاه هفت اقلیم.آمد و فوج شاه در پیچید ناگهان یک سوار زرد نقاب.چار پاست ، نه که گاو است
41- سخت است نه که سنگ.بیابان گرد است نه که مرد است . تخم ریز است نه که مرغ است.کلید آهنین قفلش گشاید
42- کدام است گنبدی که در ندارد.زهر بچه دو صد مادر بزاید،هزاران بچه دارد در شکم بیش.که ندارد به آشیانه قرار
43- چیست آن مرغ آتشین منقارو قنا عذاب النار ؟ شب و روز اندر آب می گوید.سرخ و سبز و سپید پوشیده
44- چیست آن لعبت پسندیده.با دو صد احترام خوابیده ؟ در میان دو کاسه چوبین.رخت سیه و سبز کلاهی دارد
45- آن چیست که در برگ پناهی دارد.من در عجبم کاین چه گناهی دارد؟ پوستش بکنند و سینه اش چاک کنند.گر آب تنی کنی، تنش آب شود
46- آن چیست که در سه و قت کمیاب شود.گر سرد شود ، زندگی از سر گیرد؟ گر گرم شود گریه کند تا میرد.از خمی هر دو سر به هم دارد
47- این چه باشد که پشت خم دارد.صد منی را به پشت بر دارد ؟ وزن او نیست خود به صد مثقال.پرنیان پیکر و آهن دل و فولاد پر است
48-آن چه مرغیست تا اوج هوا رهسپاراست.کاندرین صحرا بدیدم یک عجایب جانور
49-یک معما از تو پرسم ای حکیم پر هنر.پای او مانند اره ، شیر سینه، اسب سر، مور چشم ،مار دم ،کرکس پرو عقرب شکم.نیم پر شد پر تهی ، یعنی چه چیز
50- یک معما با تو دارم، ای حکیم با تمیز.مرغ آتشخوارم و آتش پر و بال من است
51-بلبل این باغم واین باغ بستان من است.هر که حل کرد این معما پیرو استاد من است. استخوانم نقره و اندر شکم دارم طلا.که آتش در میان آب می گشت
52- عجایب صنعتی دیدم در این دشت.دو اسم زنده دارد از دو حیوان
53- عجایب لعبتی زرد است و بی جان.رعنا پسران شوخ و دلکش دارد
54- شیراز پری رخان مهوش دارد.بنگر که دلم از تو چه خواهش دارد از هر سر مصرعی حروفی بردار.نه در دارد نه دیوار و حصاری
55- عجایب گنبد والا تباری.درونش هست لشکر بیشماری .بنازم قدرت پروردگاری.پریرویان به بستان تازه دیدم
56- عجایب صنعت نادیده دیدم.به یک محمل دو صد دردانه دیدم! چو دست بردم گل از باغش بچینم.همه چادر سفید سینه بلوری
57- از آن بالا میاد یک دسته حوری.چون به سن سی رسد بچه شود!
58- دختری چهارده ساله بالغ شود.پرش سیب و گلابی
59-دستمال آبی آبی .چشمه آبش را ببین شط فراتش را ببین
60- گنبد سرخ چمنی ،توش گل سرخ یمنی.لب تا لب آن میان زنجیر است
61- در خانه ما درخت انجیر است.آبش بخورم که گوئیا چون شیر است! خنجر بکشم میانه را پاره کنم.اهل حقه تمام سر بسته
62- حقه ای دیده ایم در بسته.صاف و رنگین به یکدیگر بسته! همه یاقوت رنگ و لعل صفت.داس ظفرم چو کشت دولت دروند
63-من خود کج و راستان زمن راست روند.از هر طرفی زمزمه زه شنوند! پشت از پی خدمت چه کنم خم که و مه.زنده نبود تا نکنی زاتش بریان
64- چیزی چه بود مرده به یک کنج نهاده.سرش تا نبری نگوید خبر ؟
65-چه چیز است ، مرغی است بی بال و پر.صد پاره تنش بود ولی به یک پای نگون
66- آن چیست که روز می نماید شبگون.همچون عاشق زچشم او ریزد خون؟ چون ناز کنی تنش ز اندازه فزون.به شباهت نظیر یکدگر است
67- آن چه باشد که زرد مثل زر است.معدنش در میان دشت و در است ؟ قیمت آن بسی گران نبود.پای او غرق در دل خاک است
68- آن چه باشد که سر بر افلاک است.گوشت شیرین و استخوان چاک است ؟ رنگ او سرخ و زرد و گاه سیاه .اندر صف مردان خدا جا دارد
69- آن چیست که جا به کوه و صحرا دارد.سیصد سر و ده شکم دو صد پا دارد از هیبت او جمله بلرزد عالم.مشاطه زلف دلبران است
70- آن چیست که پیک عاشقان است.رقص چمن از نوای آن است ؟ خندیدن گل ز بوسه اوست.روز و شب گردد و قدم نزند
71- چیست گردنده یی که دم نزند.برف بارد و لیک دم نزند ؟ نعره او به سان شیر بود.اهل حقه ، تمام سر بسته
72- حقه ای دیده ایم در بسته.صاف و رنگین به یکدیگر بسته! همه یاقوت رنگ و لعل صفت.وز آتش سرخش تاج و افسر دارد
73- این چیست که تاج نقره بر سر دارد.بر گردنش از هر طرفی زنجیر است ؟ نا کرده گناه روی او چون قیر است.جفتند ولی زهم جدایند
74- یک جفت کبوترند ابلق.از کالبدشان برون نیایند پرواز کنند گرد عالم.برسر هر شاخ او سه دختر افسونگر است
75- اژدری دیدم که او چارشاخ اندر سراست.هر پسر را بیست و چار فرزند دیگر درخور است برسر. هردختری بنشسته باشد سی پسر.اندر کف مهوشان موزون گردد
76- آن چیست کز او حسن بت افزون گردد.چون آب بدو رسد همه خون گردد،سبز است تنش تا نرسد آب،بدوکهربا پیکر و آدم دم و فولاد سر است؟
77-آن چیست که برسینه خصمش گذرست.بار دوم که زاد جان آورد!
78- بار اول که زاد بی جان بود.در یک گلاب پاش دو رنگ گلاب چیست ؟
79- دارم سوال خواجه بفرما جواب چیست.آتش بدو رسیدن و بستن ، جواب چیست؟ سرمای زمهریر که یخ بست او نبست
80-از همه جا خبر داره نه دست داره نه پا داره.مکان و منزلش زیر زمینه!
81- اگر بر سر زند تاج مرصع.رو آتش می زاری ، یخش می بنده
82- کاسه چینی،آبش دو رنگه.درون او پر از بچه!
83- نه در داره نه دریچه.چار تا داداش تو یه قوطی
84- قوطی قوطی. سمر قوطی.سفید کنم لباس و رخت
85- یه میخ دارم دو سنگ تخت.فوری میره پای تو
86- بالا یک و پایین دو.هی قر بزن هی قل بزن
87- لبم به لبت،دستم به گردنت.دو روغن تو یه شیشه
88- اشیشه و مشیشه.آقا خوابیده دراز و باریک!
89- دالون دراز تنگ و باریک.چل عروس تو یه قوطی
90- چل قوطی چل بند قوطی.همه چادر سفید قوم کلونتر!
91- از اون بالا میاد یه گله دختر.گرده،نه گردکانه!
92- زرده،نه زعفرانه.اگه جات داری.یکیشو وردار!
93- دستمال انار ، پیش زن سالار.کسی رو ندارم بشمره!
94- سینی دارم پر گشواره.صداش نعره ی شیره
95- خودش دسته ی بیله
96- آن چیست که روز می دود و شب پاسبان اتاق است؟
97- آن چیست که امروز مهمان ماست، فردا نوبت شماست؟
98- آن چیست که اگر از ارتفاع زیاد به زمین افتد نمی شکند اما اگر در دخمه ای افتد می شکند؟
99- آن کدام جانور است که صبح با چهار پا ظهر با دو پا و عصر با سه پا راه می رود؟
100- آن چیست که روز و شب دستش را به کمرش زده وایستاده؟
101- آن چیست که من یکی دارم تو دو تا داری شاه سه تا و پسر پادشاه نه تا؟
102- آن چیست که در دنیاست، دنیا هم دراوست؟
103- آن چیست که تا اسمش را به زبان می رانی می شکند؟
104- آن چیست که هر چه آب در آن بریزند پر نمی شود؟
105- آن چیست که هر چه می دویم به آن نمی رسیم؟
106- آن کیست که برای همه ی مردم لباس می دوزد اما خودش لخت است؟
107- آن چیست که ما تصور می کنیم او را می خوریم اما در حقیقت او ما را می خورد؟
108- آن چیست که شیرین است و طعم ندارد، سنگین است و وزن ندارد؟
109- آن چیست که من می روم و او می ماند؟
110- آن چیست که بی علم و دانش ،همه چیز را همانگونه که هست آشکار می سازد؟
111- آن چیست که تا سرش را نبرند حرف نمی زند؟
112- آن چه کشوری است که در پیشانی ماست؟
113- آن چه کشوری است که در چشم ماست؟
114- آن چیست که هر چه آن را بیشتر بکشیم کوتاه تر می شود؟
115- آن چیست که هر چه آن را بیشتر بکشیم بلند تر می شود؟
116- آن چیست که اگر باشد (کور) است و اگر نباشد (کر) است؟
117- آن چیست که پدر و پسر دارند اما مادر ندارد؟
118- آن چیست که بسیارش کم است و آن چیست که کمش بسیار است؟
119- آن کدام یک است که دو نمی شود؟
120- آن کدام دو است که سه نمی شود؟
121- آن کدام سه است که چهار نمی شود؟
122- آن کدام چهار است که پنج نمی شود؟
123- آن کدام پنج است که شش نمی شود؟
124- آن کدام شش است که هفت نمی شود؟
125- آن کدام هفت است که هشت نمی شود؟
126- آن کدام هشت است که نه نمی شود؟
127-آن کدام نه است که ده نمی شود؟
128- آن کدام ده است که یازده نمی شود؟
129- اون چی چیه که روش نقرس ، زیرش طلا؟
130- اون چیه که مال توهست ، اما خودت کمتر ازهمه به کارش می بری؟
131- آن کدام درنده است که آدم سرش را می خورد؟
132- آن چیست که در میان (گربه) ، ماهی است؟
133- منظور از خروس بیوه چیست؟
134- فرق چینی و ژاپنی در چیست؟
135- آن چیست که پر و خالیش یک وزن دارد؟
136- خداوند متعال چه می خورد ، چه می پوشد و چقدر توانایی دارد؟
137- از صفر تا صد چند تا 9 وجود دارد؟
138- آن چیست که دو پا دارد و دو پای دیگر هم قرض می کند و می رود و کسی هم به گردش نمی رسد؟
139- آن چه گرد سبز رنگی است که اگر در آب بریزند،قرمز می شود؟
140- نام گلی است که باحذف کردن حرف اولش روی آب شناورمی شود

.

.

 

 



1-نوار 2-ده نفر 3-موج 4-دتدان 5-لاک پشت 6- غاز7-ناودان 8-ساعت پاندول دار 9-شلغم نیم آن لنگ است درمعنی 10-لامپ11-شمع 12-قلم نی 13-ادویه 14-ردپا 15-انار 16-سال ماه شب وروز 17-شیرمادر 18-خواب 19-سایه 20-رسالت پیغمبری 21-سطح رودخانه نیل 22-خدادونمی شود وشب وروز هم سه تانمی شود 23-بهشت 24-نقطه 25-راز 26-قیجی 27-حرف ق 28-نیش 29- مدرسه 30- کتاب 31-اشک چشم 32-چغندر 33-شاه توت یا توت سیاه 34- چشم 35-عنکبوت 36- پیاز 37- انگور 38-خربزه 39-لیمو شیرین 40-ماه و ستارگان و خورشید 41- لاکپشت 42-هندوانه 43- قلیان 44- پسته 45- بادمجان 46- برف و یخ 47- نعل اسب 48- هوا پیما 49- ملخ 50- ماه 51- شمع 52- سماور53- خر بزه 54-شراب 55- خشخاش 56- انار 57- کبوتر 58- ماه 59- آسمان و ستارگان 60- هندوانه 61- نارگیل 62- انار 63- کمان 64-شمع 65- نامه66- شاتوت 67- هویچ یا زردک 68- نخل 69- شیر به حروف ابجد 70- نسیم-باد 71-آسیاب 72- انار 73- سر قلیان 74- زمین و ماه 75- سال، فصل ، شبانه روز و 24 ساعت 76- حنا 77-تبرزین 78- تخم مرغ 79- تخم مرغ 80- باد 81- مار 82- تخم مرغ 83- انار 84- گردو 85- دست تاس( آسیاب دستی ) 86- شلوار 87- قلیان 88- تخم مرغ 89- شمشیر به همراه غلاف 90- قوطی کبریت 91- کبوتر های سفید 92- سکه ، اشرفی 93- آتش در منقل 94- آسمان و ستارگان 95-تفنگ 96- کفش 97- مرگ 98- تخمه 99- انسان در دوران زندگی 100- آفتابه 101- نقطه 102- چشم 103- سکوت 104- آبکش 105- سایه خود ما 106- سوزن 107- غصه 108- خواب 109- جای پا 110- آینه 111- نامه درون پاکت 112- چین 113- کره 114- سیگار 115- خط 116- حرف واو 117- نقطه 118- دوست و دشمن 119- خدا 120- شب و روز 121- ماه های فصل و اضلاع مثلث 122- چهار فصل 123- پنجه دست و پا 124- شش دانگ هر چیز 125- هفت طبقه آسمان و ایام هفته 126- هشت پا 127- اعداد یک رقمی 128-انگشتان دست و دهگان 129- تخم مرغ 130- اسم 131- شیر 132- گرمابه 133- خروس بدون حرف واو است که خرس می شود134- چینی می شکند ، اما ژاپنی نمی شکند. 135- نوار کاست و ویدئو 136- خداوند متعال غم بندگانش را می خورد ،عیب آنان را می پوشد و قدرتش بی انتهاست 137- بیست تا 138- دوچرخه 139- حنا 140- شقایق

 


comment نظرات ()
چیستان به همراه جواب
نویسنده : روژیامزروعی - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٢

 

چیستان جالب با جواب آبان 90

 

 

ابتدا چیستان ها را خوانده و جواب آن ها را بیابید : سپس به انتهای سوالات رفته و پاسخ هر شماره را مشاهده کنید و از جوابی که دادید و صحیح نبود لذت ببرید 

 ۱: آن چیست که همیشه دستش به کمرش است و ایستاده ؟

۲ : من یار مهربانم داناو خوش بیانم     گویم سخن فراوان با آنکه بی زبانم
هر مشکلی که داری ، مشکل گشای آنم     پندت دهم قراوان من یار پند دانم
من دوستی هنرمند، با سود و بی زیانم     از من مباش غافل ، من یار مهربانم

۳ : کوچیک کوچیک، دماغ کوچینک !

۴ : آن چیست که پای کوه نشسته و عمامه بسردارد؟

۵ : راه میره بیابون، بار میکشه فراوون، خار میخوره بجای نون

۶ : زردم و زبرم، زیر زمین معتبرم، کلاه سبزی به سرم !

۷ : چه خزنده خطرناکی است که اگر آنرا وارونه کنیم رام می شود؟

۸ : اولم این سر گاو دومم آن سر گاو     سومم آخر روز چهارم دوم هنوز
بر سرم چون شاخه هاست     تو ی جنگل کاج هاست

۹ : کاسه که سرداره، سرکله سیر داره؟

۱۰ : آن چیست که یک پا دارد و سه چشم ؟

۱۱ : بدیدم در دهان دوست چیزی     بگفتم چیست؟ گفتا اینچنین او
دو حرف اول آن اول کاه     دو حرف آخرش پایان آهو

۱۲ : آن چیست که گرگ دو تا دارد اما سگ یکی؟

۱۳ : آن چیست که اول سرش را میبرند بعد بخاطرش گریه می کنند؟

۱۴ : آن چیست لباس سیاهی به تنش، کلاه سبزی به سرش ؟

۱۵ : منم آن میوه ای که هر که خورد     می خورد بی حساب ویتامین
اولم هست حرف اول سیر     دومم هست حرف دوم چین
سوم حرف آخر آب است     گر تو بشناختی کنم تحسین

۱۶ : عجایب لعبتی دیدم یه دریا که بر آب روان می رفت و می جست بگفتم چیست نامت ؟ گفب خواهی اگر بر نام من یابی کنون دست دو حرف اولم آغاز مار است دو حرف آخرم آغاز هیچ است

۱۷ : اولم آخر پلنگ است که زیبا وقت جنگ است دومم آخر شیر است که بر جنگل امیر است سومم میان ببر است چه طوفان و چه ابر است آخرم آخر گریه است ولی مایه خنده است با بچه ها همبازیم چه نازیم ، چه نازیم مشنگم و قشنگم گه خیلی شوخ و شنگم

۱۸ : آن چیست که بالا پرتاب کنی پایین می پرد ، پایین بزنی بالا می پرد؟

۱۹ : آن چیست که وقتی هوا گرم می شود لباس می پوشد ، وقتی هوا سرد می شود لباسش را بیرون می آورد؟

۲۰ : صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب یک جا نشسته هر دانه ای هست خوش رنگ و درخشان قلب سفیدی در در سینه آن یاقوتها را پیچیده با هم در پوششی نرم پروردگارم

۲۱ : این چیه که مورچه داره ، اما مار نداره ؟

۲۲ : برگ سبز چمنی، ورق ورق تو می شکنی!

۲۳  : چه حیوان درنده ایست که از هر طرف نگاهش کنید آدم را می درد؟

۲۴ : حرف اولم اول فیل است حرف دومم ازسر نیل است حرف سومم سوم عاج است حرف چهارم میان کاج است حرف پنجمم اول نیز است بگویید پس چه چیز است؟

۲۵ : مرا جای باشد به هر خانه ای کنم موشها را به شبها شکار تو خواهی بیابی اکر نام من سر گرگ را بر سر به بگذار

۲۶ : اول وآخرم اول قند میانم آش- بهمین خیال باش

۲۷ : آن چیست که تا اسمش را می آورند می شکند؟

۲۸ : آن چیست که همه آنرا دارند ؟

۲۹ : آن چیست که اول دین است اولش باء و آخرش میم است ؟

۳۰ : آن چیست که چیستان است در دست لینچان است ( به یاد لینچان  )

 *************

 جواب ها :

۱ : آفتابه

۲ : کتاب

۳ :نخود

۴ : قارچ

۵ : شتر

۶ : هویج

۷ : مار

۸ : گوزن

۹ : لاک پشت

۱۰ : چراغ راهنمایی و رانندگی

۱۱ : کاهو

۱۲ : حرف گ

۱۳ : پیاز

۱۴ : بادمجان

۱۵ : سیب

۱۶ : ماهی

۱۷ : گربه

۱۸ : توپ

۱۹ : درخت

۲۰ : انار

۲۱ : نقطه

۲۲ : کاهو

۲۳ : گرگ

۲۴ : فنجان

۲۵ : گربه

۲۶ : قاشق

۲۷ : سکوت

۲۸ : اسم

۲۹ : بسم الله الرحمن الرحیم

۳۰ : شمشیر


comment نظرات ()
عکس
نویسنده : روژیامزروعی - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٢

 

 

مکان : روستای کوهستانی و گردشگری لاین کهنه - دامنه های هزارمسجد - شهرستان کلات نادر

 

 

 

مکان : روستای  کوهستانی لاین کهنه - کلات نادر

 

 

 

 

 

مکان : آبشارهای بابارمضان ( بُوری )- بین روستای بابارمضان و لاین کهنه - هزارمسجد - کلات نادر

 

 

 









































comment نظرات ()
داستان کوتاه :باورها
نویسنده : روژیامزروعی - ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٢

استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید .»
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:...
« صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم. تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد.

بچه‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می‌کردند. یکی از بچه‌ها با صدای بلند گریه می‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌مان توی اتوبوس خرد شده بود.

اما پدر آن بچه‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقای محترم! بچه‌هایتان واقعاً دارند همه را آزار می‌دهند. شما نمی‌خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می‌افتد، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی‌گردیم که همسرم، مادر همین بچه‌ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است. من واقعاً گیجم و نمی‌دانم باید به این بچه‌ها چه بگویم. نمی‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد.»
استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌پرسد:« صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی‌بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی‌دانستم. آیا کمکی از دست من ساخته است؟ و....
اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌تواند تا این اندازه بی‌ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم.

comment نظرات ()
داستان کوتاه:جوازبهشت
نویسنده : روژیامزروعی - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ شهریور ،۱۳٩٢

روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است. دربان بهشت به مرد گفت: برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید، کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده اید، بگویید تا من به شما امتیاز بدهم.
مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، 50 سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خیانت نکردم.
فرشته گفت: این سه امتیاز.
مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت می کردم.
فرشته گفت: این هم یک امتیاز.
مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم.
فرشته گفت: این هم دو امتیاز.
مرد در حالی که گریه می کرد، گفت: با این وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم مگر اینکه خداوند لطفش را شامل حال من کند.
فرشته لبخندی زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی است و اکنون این لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برایتان صادر شد!


comment نظرات ()
بن10
نویسنده : روژیامزروعی - ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳٩٢
 

 

 

 


comment نظرات ()
خاطره
نویسنده : روژیامزروعی - ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ امرداد ،۱۳٩٢

92/5/8 بود که پدرم یک شام خوش مزه به نام جوجه کباب درست کرد.

ما می خواستیم جوجه کباب را بالای پشت بام بخوریم مادرم تمام وسایل هارا برده بود

بالای پشت بام.

برادرم روژمان بی سرو صدا رفت بالای پله ها برادرم وقتی که می خواست از پله ها بیاد

پایین که ناگهان از چند تا پله افتاد پایین.

برادرم خیلی گریه کرد.

اما ما جوجه کباب را بالای همان پشت بام خوردیم.


comment نظرات ()
← صفحه بعد